دوست دارم عشقم .... - تاریخ: 1392/4/2 ساعت: 13:48
خودم با خودم آشتی می کنم خودم با خودم هی به هم می زنم   من اونقدر تنها شدم بعد تو که با سایه ام اینجا قدم می زنم بدون بهونه بدونه دلیل برای خودم عطر و گل می خرم مث آدم هایی که دیوونه ان صدات می کنم اسمت و می برم ته تنهایی همین جاست که میگن این همون آخر دنیاست که میگن خودم با خودم زندگی می کنم خودم م...
دختر .... - تاریخ: 1392/4/1 ساعت: 16:38
 تو دختر شدی نه برای در حسرت ماندن یک بوسه! برای …. خلق بوسه ای از جنس آرامش تودختر نشدی که همخواب آدم های بیخواب شوی دختر شدی که برای خواب کسی رویا شوی !   تودختر نشدی که…   در تنهایت حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشی   دختر شدی تا …   آغوشی در تنهایی عشقت باشی !…   هیچ کس نفهمید که « زلیخا » مرد بو...
آه!!! - تاریخ: 1392/4/1 ساعت: 14:38
درون سینه آهی سرد دارم رخی پژمرده رنگی زرد دارم ندانم عاشقم،مستم،چه هستم همین دانم دلی پر درد دارم
شاید....!!! - تاریخ: 1392/3/31 ساعت: 17:10
شاید برایت عجیب ست این همه آرامشم ! خودمانی بگویم ؛  به آخر که برسی ، دیگر فقط نگاه میکنی . . .
همیشه بودن در فریاد نیست .... - تاریخ: 1392/3/31 ساعت: 15:20
همه مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید هیچ کس به اون کار نمیداد همه میگفتند تو به هیچ دردی نمیخوری یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند مداد سفید تا صبح کار کرد ماه کشید مهتاب کشید و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک و کوچکتر شد و صبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی اون دیگه با هیچ رنگی...
کاش میفهمیدی ...... - تاریخ: 1392/3/31 ساعت: 12:13
کـاش مـی فـهـمیـدی .... قـهـر میـکنم تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر بـگـویی: بـمان... نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛ و آرام بـگویـى: هـر طور راحـتـى ... !
بغض بی امان من! - تاریخ: 1392/3/30 ساعت: 15:23
کاش یکی بود که وقتی بغض میکردم بغلم میکرد   و سرم و میذاشت رو شونش و بهم میگفت اگه گریه کنی میکشمتا  
بدون شرح!!!!!!!! - تاریخ: 1392/3/30 ساعت: 14:34
  بدون شرح!!!!!!!!
سکوت.......... - تاریخ: 1392/3/29 ساعت: 16:40
سکوت معنای مثبت وحقیقی اش..... نوعی موسیقی است..... سکوت باغ است.... جایی که در ان گل ها بدون هیاهوی کلمات..... پیام های عاشقانه ردو بدل میکنند.....
صبوری من !!!!!! - تاریخ: 1392/3/29 ساعت: 15:03
برایت خواهم نوشت : از ابهام لحظه ها از تردید از حجم مرگ آور نبودنت از کسانی که رد می شوند و بوی تو را می دهند برایت خواهم نوشت : از حدیث تلخ بغض ها تا ابد از قناعت به یک خاطره ، یک یاد از صبوری من و جای خالی تو ...
همچون ساعت شنی ...... - تاریخ: 1392/3/29 ساعت: 13:41
هـمـچـون سـاعــت شنی شــده ام کــه نــفـــس هـای آخــرش را مـیـزنـد و الـتـمـاس مـیـکــنــد  یـکـی پـیـدا شـود و بـرش گــردانـد مــن هــم ... نه ...! ! لـطــفـا بـرم نـگــردانـیـد ! ! ! بــُگـذاریــد تــمام شــوم
نگاه .... - تاریخ: 1392/3/29 ساعت: 11:20
روزهـــــــ ـــــــا ...  ﻣﺎﻩ ﻫـــ ـــــﺎ ... ﺳﺎﻝ ﻫـ ـــﺎ ...  ﺧﻮﺍﻫــــﺪ ﮔﺬﺷــــﺖ ... ﻭ ﻣــــﻦ ﺗــــﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫــــﻢ ﺑﺨﺸﯿــــﺪ ... ﺍﻣــــــــﺎ ﺗــــــــﻮ ...! ﺧــــﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﺑﺎﺑــــﺖ ﺗﻤــــﺎﻡ , " ﻧﺎﻣــــﺮﺩﯼ ﻫﺎﯾــــﺖ "  ﺧﻮﺍﻫــــﯽ ﺑﺨﺸﯿــــﺪ .....؟!  
می شنوی صدای اندوهم را ........ - تاریخ: 1392/3/29 ساعت: 0:41
می شنوی صدای اندوهم را میشنوی صدای بغضم را که با کوچکترین ضربه ای خواهی ترکید باید گریست برای شاخه های شکسته باید فریاد زد به حال شقایق پرپر شده باید اشک ریخت با دیدن پروانه ای سوخته باید گریس برای چشم انتظاری عاشقان پنجره ها خالی است،هوا تنهاست،ستاره سرگردان است،خورشید گریان است. پس محبت کجاست؟؟؟ ک...
کـــاش مــا آدمــاحــرف دلــمــون را مــیــزدیــم .... - تاریخ: 1392/3/28 ساعت: 15:22
  آغوشی باش و مرا به اندازه ی تمام اشتباهاتم بغل کن ، بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود ، فقط نگاه باشد و نفس ، زندگی آنقدرها دوام نمی آورد ، همین حالا هم دیر است.   ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤   دخـتـر: دوســت دخــتـــر جــدیــدت خــوشــکــلــه؟ (تـو دلـش: آیـا واقــعــا از مـن خـوشـکـل تـره) پـسـر: آره خـوشـکـلـ...
سلنا گووووووووووووووووووووومز - تاریخ: 1392/3/28 ساعت: 15:24
 
سلنا گومز - تاریخ: 1392/3/28 ساعت: 15:28
             
عکس زیبای اینا - تاریخ: 1392/3/28 ساعت: 15:29
 
درد دارد.............. - تاریخ: 1392/3/16 ساعت: 17:09
درد دارد وقتی من عاشقانه هایم را می نویسم   دیگران یاد عشقشان میفتند و تو هنوزهم بی خیالی ! درد دارد …  
گاهي...... - تاریخ: 1392/3/16 ساعت: 12:41
گاهی وسط یک فکر گاهی وسط یک خیابان سردت می کنند داغت می کنند رگ خوابت را بلدند زمینت می زنند…
خدایا....... - تاریخ: 1392/3/16 ساعت: 1:43
وقتی به خوبیها و مهربانی های تو می نگرم بدیها و اشتباهات خود را مشاهده می کنم و آنوقت که رحمت و بخشش بی منتهایت مرا نشانه میرود بار شرمندگی گناهانم بیشتر از پیش بر دوشم سنگینی میکند خدایا هر چه می دهی رحمت است و هر چه نمی دهی مصلحت اگر مصلحت این است که هیچ چیز نداشته باشم راضیم به رضایت ولی نظرت را ...

برچسب‌های مرتبط

پنجره ای روبه باران، عاشقانه ، دختر تنها | میترا لینک ، میترا لینک ، کسب درآمد انی | پنجره ای روبه باران | آســـــــــمان نیلوفری |